درست است که در نهایت، پژوهش به صورت فصول و مراحل متوالی و الگوریتمی ۲۱۱ تنظیم و تدوین می شود. اما در فرایند تکوین آن از الگوی خطی پیروی نمی کند.
پژوهش و تنظیم فصول آن، ماهیتی تکوین یابنده دارد.
در نتیجه، باید ضمن توجه به پویاییهای کار پژوهش، هنر کشف و ابداع را به خدمت گرفت و به تعامل و پویایی نظام مند بین قسمتها و فصول و بخشهای پژوهش توجه خاص نمود.
در نتیجه توصیه میشود در تنظیم و انجام مراحل پژوهش و تکمیل فصول، پژوهشگر فصول را در تعامل با یکدیگر تدوین کند و تبعیت از فرایندی خطی و تحلیلی کافی نیست.
شاید بتوان در نگاه تمثیل، پژوهش را به مانند جدولی دانست که باید قسمتهای آن از زوایای گوناگون مورد توجه قرار گیرد، تا بتدریج کامل شود.
اگرچه برخی از قسمتهای آن مانند طرح پژوهش از اولویت و اهمیت اساسی برخوردار بوده و نقش کلیدی دارد، لیکن قسمتهای بعدی، بیشتر صورت توسعه یافته پروپوزال پژوهش است.
در نتیجه پژوهش، الزاماً از روند خطی و گام به گام پیروی نمی کند و فصول نوعی هم پوشانی و به نوعی تکمیل کننده یکدیگر هستند، در حالی که با تدوین و تصویب پروپوزال (طرح پژوهش) می تواند فصل اول و دوم و نیز سوم را به موازات آن تدوین نماید و یا فهرست منابع مورد مطالعه پژوهشی را تنظیم نماید.